قهرمان ميرزا عين السلطنه
3358
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كس تنها قاضى برود خوشنود است ) وكيل روانه كنيد با شاهزاده گفتگو كند . افراسياب خان مىگويد از هر ده يك نفر كه شصت و شش نفر باشد حكما بايد حاضر شود و از آن شصت و شش نفر چهار نفر انتخاب ماهى سى تومان هم خودم به آنها خرجى مىدهم بگيرم يا نگيرم به عهدهء خودم است . بروند طهران قرار مىشود حضرات به نواحى خود اعلام نمايند بروند و اين مسئله را زكريا آدم ملا حسين خان گفت كه دو عريضه هم در همان مجلس نوشته هركس حضور داشت خواهى نخواهى مهر كرده شهر روانه نمودند . حوالههاى همدان سليمان بالاروچى شهر مىرفت كاغذى باز نوشتم كه حكما لطف اللّه خان بيايد و خيلى عجز كردم مرا نجات بدهيد سودمند بشود يا نشود . فتحعلى خان امروز به همدان رفت ده تومان نقد گرفت ، ده تومان حوالهء همدان . ده تومان هم حيدر قلى خان حواله گرفت . از شريك نفر خلاص شديم تا با اين چهار نفر جديد الورود چه سازيم . متصل بايد پول داد . اما آن حوالههاى همدان من گمان مىكنم سر يخ باشد . معتضد الممالك ندهد باز ناچار شوم خودم بدهم ، با اين مخارج تمام در قلعه بيكار و اجارات آن سمتها مانده . آب هم امسال خيلى خيلى زياد است يك دانه پل هم نيست هيچجا نمىشود رفت . هرجا مىخواهيم پل درست كنيم ممكن نمىشود . رودخانه وسيع شده و جائى كه بشود تير انداخت و پل درست كرد پيدا نمىشود . عبورومرور مسدود خواهد شد . جمعه 13 ربيع الثانى - اواخر حمل است تازه بنفشه و بيدمشك باز شده سه روز هم بود بارندگى كم مىشد « ضربا زور » قدرى تخم به زمين افشاندند اما در ييلاقات ابدا ممكن نشده است . راه بد امروز از صبح زمستان شد سرد و به شدت بارانهاى شديد آمد . قدرى هم تگرگ . آب رودخانه به حدى زياد شده كه با فيل نمىشود رد شد . راه منحصر است به بغلههاى راست و چپ رودخانه آن هم سه سال است تعمير نشده هركس از جان خود سير شده مسافرت كند ! طورى اين بغلهها سخت است كه ديو با لا حول بايد برود . باوجود اين حال من آرزو مىكنم بروم و از اين عذاب اليم نجات بيابم . به خدا همه را پياده خواهم رفت .